السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
27
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
بفهمند قرآن را و گردانيديم در گوشهاى ايشان كرى را « 1 » و اگر بخوانى تو ايشان را به راه حق پس به راه نمىآيند در اين هنگام هرگز . بار خدايا نگاه دار ما را به چشم خودت كه نمىخوابد و محافظت نماى ما را به قوّت خودت كه زايل گرديده نمىشود « 2 » و پناه ده ما را به پادشاهى خودت كه ستم رسيده نمىگردد و مهربانى نماى ما را به توانايى خودت اى بخشنده . بار خدايا هلاك مگردان ما را و تو [ ما را كافىاى و پناه مائى ] ، به ما نيكوكنندهاى [ اى نيكوكننده ] ، اى بخشنده كافى است مرا كافى است مرا پروردگار از همهء پروردهشدهها كافى است مرا آفريدگار از آفريدگان كافى است مرا كسى كه هميشگى است كافى است مرا كافى است مرا شخصى كه منّت نگذارد بر آن جماعتى كه بخشش نمايد ايشان را . كافى است مرا خدا و نيكو معتمدى است او و رحمت خدا باد بر برگزيدهء از ما كه محمد است و بر آل او و درود بسيار بر ايشان باد . خداوندا بدرستى كه من داخل در وقت صبح شدم در قورق تو كه مباح گرانيده نيست « 3 » و داخل شدم در ضمان تو كه شكسته نمىشود « 4 » و در پناه تو كه در او احدى ستم رسيده نمىشود و طلب مىنمايم از تو خداوندا به حقّ غلبهء تو و به حقّ توانائى تو كه بگردانى مرا در حفظ تو و در پناه تو و در امنيّت تو و در پناه تو و در يارى نمودن تو [ غلبه نمودن تو ] و در منع نمودن تو « 5 » و در نگاهداشتن تو و در ايمن داشتن تو و در منع نمودن تو « 6 » و زايل نمىشود و در غالب بودن تو كه نيست مقدور احدى از خشم تو « 7 » و از بدى عذاب تو و از بدى چيزهايى كه حادث شود در روز و اشيايى كه وارد شود در شب مگر واردشوندهاى كه وارد شود به خوبى اى بخشنده .
--> ( 1 ) حاصل معنى آن كه هر گاه جناب اقدس الهى شخصى را به خودش بازگذاشت و نظر لطف و رحمت خود را از او بازگرفت چنانچه هر يك از خواهشهاى نفسانى و وسوسههاى شياطين انس و جن چشم و گوش او را كور و كر نموده مانع عقل او شدند ، و بدين سبب ترك تدبّر و تامّل در دلايل واضحه و علامات و آيات ظاهره نموده به ضلالت و گمراهى افتاده باشد ، و به هدايت خداى تعالى كه در كمال ظهور و وضوح است مهتدى نشود پس هرگز اميدوارى به اهتداء و راه يافتن آن شخص نخواهد بود . و اللَّه يعلم ( 2 ) رام يريم به معنى برح و زيان آمده چنان كه فيروزآبادى و ابن اثير تصريح نمودهاند ، و محتمل است كه از رام يروم واوى باشد ، به معنى قصد يعنى طلب كرده نمىشود ، يعنى كسى طلب آن قوّت نمىكند چه ممكن نيست از براى غير تو ، يا طلب ادراك آن و تعقّل آن نمىكند چه انديشه به آن نمىرسد ، يا كسى طلب معارضه با آن نمىكند چه بر همه چيز قوى است . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى داخل شدم در قورق تو كه دشمنان را رخصت نيست ، يعنى نمىتوانند كه داخل آن شوند . و اللَّه يعلم . ( 4 ) يعنى هر گاه خداى تعالى ضامن چيزى شود ، خلاف آن متحقّق نخواهد شد . ( 5 ) اصل عقد ، گره بستن است در وقت خواندن افسون جهت دفع ضرر سباع و حشرات و موذيّات گزنده مثل مار و عقرب و غير آنها . و هر گاه اضافه به جناب اقدس الهى شود مراد منع نمودن خداى تعالى است ضرر ايشان را . ( 6 ) يعنى منع تو دشمنان و موذيات ( 7 ) من غضبك متعلّق است به أن يجعلني ، حاصل معنى آن كه سؤال مىكنم ترا كه بگردانى مرا در حفظ و پناه خودت از شدّت غضب و عقاب تو و از امور ديگر كه حادث شود در روز يا شب ، يعنى از همهء آنها مرا محافظت نمائى و در پناه خود جاى دهى . و اللَّه يعلم